ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 18 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

ابوالفضل در صحنه...

1390/11/3 17:29
نویسنده : ندا
235 بازدید
اشتراک گذاری

پسر عزیزم، نمیدونی حضوره تو چه باعث آرامش خاطرمه، نمیدونی چه لذت میبرم که با هم بیرون میریم و همه میدونن تو عشق مامان و بابایی، عزیزم تو این تقریبا یه هفته خیلی جاها با هم رفتیم و شما همیشه با مامان همکاری کردی و اذیت نشدم، حالا یه چندتاشو که مد نظرمه برات میگم، دیدار از یه مریض که ایشاالله شفا پیدا کنن، دو بار رفتیم مسجد خانواده بابا محسن جهت مراسم نذری، سه بار رفتیم خونه خاله منا، خونه عمه زینب رفتیم و نذری شله زرد، دیشب رفتیم تهران خونه ی حاجی دایی من هیات ، خونه عمو حافظ رفتیم، خلاصه اسمتو گذاشتم ابوالفضل ددریه مامان، الهی فدای پسرم بشم من...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

مریم خاله خاله ی ابوالفضل کوچولو
3 بهمن 90 12:57
سلام خیلی رفتن به جایی که ابوالفضل جون هم درونش حضور داشته باشه به آدم خوش می گذره... تازشم نگفتی که فرودگاه هم اومد برای اومدن عمه سلیمه از آلمان... خیلی ماشالله آقا شده انشالله که بهترین جاهای دنیا رو با ابوالفضل برین... دوستتون دارم بای بای
مامان نگین
5 بهمن 90 11:31
قربون این پسر ددری برم من که مثل رفیقشه!


ای جانم پس آقا طاها هم